تبليغاتX
هیئت عاشقان ولایت

 

دل نوشته های هیئتی ها

 
  امیرالمومنین آمد...

سیزدهم رجب خجسته میلاد با سعادت مولود کعبه، فخر ارض و سماء حضرت امام علی (علیه السلام) را به آقایمان امام عصر(عج)  و به رهبرعزیزمان حضرت امام خامنه ای و بر شیعیان و محبان آن حضرت تبریک و تهنیت عرض می نمائیم.

 در این قسمت چند روایت در مورد فضائل امیر المومنین به طور خلاصه از کتاب شریف "اسرار آل محمد"  نقل می کنیم. دوستان بزرگوار برای مطالعه و استفاده بیشتر به این کتاب مراجعه فرمایند.

مفاخر امير المومنين(ع)

سليم مي گويد: ابوذر و مقداد برايم نقل كردند و سپس از علي شنيدم، آنان مي گفتند: مردي بر علي بن ابيطالب فخر نمود. پيامبر به علي فرمود: اي علي تو بر همه عرب فخر كن، كه تو از نظر پسر، عمو، پدر و برادر از همه بزرگوارتر هستي. تو خودت و نسبت و همسرت و فرزندانت و عمويت از همه بزرگوارتريد. تو در تقديم جان و مالت از همه بالاتر، و در بردباري از همه كاملتر، و در اسلام از همه پيشتر و از نظر علم از همه بيشتر هستي.

تو كتاب خدا را ازهمه بهتر قرائت مي كني و سنن خدا را بهتر از همه مي داني. قلب تو در برخورد روز جنگ از همه شجاعتر، و دست تو بخشنده تر است. در دنيا از همه زاهد تر و در تلاش و كوشش از همه شديدتر و در اخلاق از همه نيكو تر و در زبان از همه راستگوتري، و محبوبترين مردم نزد خدا و من هستي.

 

باغ امير المومنين در بهشت

سليم مي گويد: امير المومنين(ع) برايم حديث نمود و فرمود: در يكي از راه هاي مدينه همراه پيامبر را مي رفتيم، تا اينكه به باغي رسيديم. عرض كردم: يا رسول الله چه باغ زيبائي است! فرمود:« چه زيباست ولي براي تو در بهشت زيباتر از اين است» به باغ ديگري رسيديم. عرض كردم: يا رسوال الله چه باغ زيبائي است! فرمود:« چه زيباست ولي براي تو در بهشت زيباتر از اين است». تا اينكه از هفت باغ گذشتيم. و در هر كدام من عرض كردم: يا رسول الله چه زيباست! و حضرت مي فرمود:« براي تو در بهشت زيباتر از اين است.»

وقتي راه خلوت شد، پيامبر مرا در آغوش گرفت و در حاليكه گريه مي كرد فرمود:(پدرم فداي تنهاي شهيد) عرض كردم يا رسول الله چرا گريه مي كني؟ فرمود: از كينه هاي كه در دل اقوامي است كه آنرا برايت ظاهر نمي كنند مگر بعد از من، و آن كينه هاي بدر و خونهاي احد است.عرض كردم: آيا دينم در آن هنگام سلامت خواهد بود فرمود: دينت در سلامت خواهد بود.

يا علي، بشارت باد تو را كه زندگي و مرگ تو با من است، و تو برادر  و جانشين من هستي. تو انتخاب شده من و وزيرم  و وارثم و ادا كننده از جانب من هستي. تو نسبت به من همچون هارون نسبت به موسي هستي، و تو از هارون اسوه و روش خوبي خواهي داشت آن هنگام كه كه قومش او را ضعيف شمردند و نزديك بود او را بكشند. پس بر ظلم قريش و اتحادشان در مقابلت صبر كن، چرا كه تو همچون هارون نسبت به موسي و پيروانش هستي و آنان همچون گوساله و پيروانش هستند.

 

علي ريشه كن كننده فتنه ها

ابان از سليم بن قيس چنين نقل مي كند: اميرالمومنين(ع) بر فراز منبر قرار گرفت و فرمود: اي مردم ، من آن كس هستم  كه چشم فتنه ها را از جا كندم و كسي جز من جرات آنرا نداشت. به خدا قسم اگر من ميان شما نبودم با اهل جمل و اهل صفين و نهروان مقابله نمي شد. به خدا قسم اگر نبود ترس از اينكه فقط سخن بگوئيد. و عمل را رها كنيد به شما خبر مي دادم  از آنچه خداوند بر زبان پيامبرش مقدر كرده براي آنانكه با بصيرت در گمراهي آنان و با معرفت به هدايتي كه ما بر آن هستيم با ايشان بجنگد.

سپس فرمود :درباره هر چه مي خواهيد از من بپرسيد قبل از اينكه مرا نيابيد. به خدا قسم من به راههاي آسمان از راههاي زمين آگاهترم. من راهنماي و بزرگ مومنان و اولين نفر از سابقين و امام متقين و خاتم جانشينان و وارث پيامبران و خليفه رب العالمين هستم. من جزا دهنده مردم در روز قيامت و قسمت كننده از طرف خداوند بين اهل بهشت و آتش خدا هستم.

 

فضايل اختصاصي اميرالمومنين

پيامبر در آخرين لحظات عمر شريفشان به حضرت زهرا(س) فرمودند:علي بن ابيطالب هشت دندان برنده و شكافنده دارد و مناقبي دارد كه هيچ يك از مردم ندارند:

ايمان او به خدا و رسولش قبل از هر كسي‏‏‎‎‏‏‎، كه احدي از امتم در اين باره از او سبقت نگرفته است. علم او به كتاب خدا و سنتم كه احدي از امتم به جز همسرت همه علم مرا نمي داند، چرا كه خدا علمي را به من آموخته كه غير از من و او آنرا نمي داند و به ملائكه و پيامبرانش هم نياموخته و فقط به من آموخته، و مرا امر كرده كه به علي بياموزم و من اين كار را انجام دادم. بنابراين هيچ كس همه فهم و علم و حكمت مرا بطور كامل غير علي نمي داند. ديگر اينكه تو اي دخترم همسر او هستي، و دو پسرش حسن و حسين نوه هاي من هستند و آنها دو سبط امتم هستند. و امر به معروف و نهي از منكر او، و اينكه خداوند به او حكمت  و حل و فصل بين حق و باطل را آموخنه است.


اللهم عجل لوليك الفرج

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387***   توسط عاشقان ولایت | 
 
  شهادت جانسوز حضرت صدیقه طاهره تسلیت باد...

هجوم شب به در خانه خورشید ... آسمان ایستاد و نگاه کرد ؛ دستهای عشق بسته است . فردا بقیع آغوش خواهد شد ؛ امانت باز گردانده می‌شود : ای پیام آور سپیده ! هجرتِ تمام من ! عنان از کفم ربوده است ....


ای ستاره‌ها بریزید ای چاه‌ها فریاد بکشید؛ ای شب ! دیگر صبح مشو این علیست که ندبه می کند :


« ای رسول خدا ! صبر و بردباری من با از دست دادن فاطمه کم شده و توان خویشتنداری ندارم . امّا برای من که جدایی تو را دیده و سنگینی مصیبت تو را کشیده‌ام شکیبایی ممکن است . این من بودم که با دست خود تو را میان قبر نهادم و هنگام رحلت جان گرامی تو میان سینه و گردنم پرواز کرد انّا لِلّه و انّا الیه راجعون ... به زودی دخترت تو را آگاه خواهد ساخت که امّت تو چگونه در ستمکاری بر او اجتماع کردند . از فاطمه بپرس و احوال اندوهناک ما را از ائ خبر بگیر که هنوز روزگاری سپری نشده و یاد تو فراموش نگشته است. » *


* ( خطبه 202 نهج البلاغه )


خدا لعنت کند هرکس را که با بودن اینهمه غربت بر گرد خانه علی و زهرا (علیهما السلام ) ، باز بر گرد خانه شهوات می‌گردد و دیگران را نیز گمراه می‌کند ـ خدایا منتقم خاندان عصمت و طهارت را برسان.


اللهم عجل لوليك الفرج

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم خرداد 1387***   توسط عاشقان ولایت | 
 
  رهبر خوبان

توفان غم و مصیبت عظمای ۱۴ خرداد ۱۳۶۸ و رحمت واسعه الهی در همان روز

بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، پایه گذار تمدن اسلام در جهان مادی و ظلمانی قرن بیستم، حضرت امام خمینی(ره)، در پی یک بیماری نه چندان طولانی، با دلی آرام و قلبی مطمئن به سوی رفیق اعلی سفر نمود و ملت با ناباوری، غم سنگین فراق امام را بر دوش خود احساس کرد. دشمن مستکبر و کینه توز که سالها خود را برای چنین لحظ های آماده کرده بود، به گمان خود، به مقصود نزدیک می شد. اما دو عامل مهم در کنار هم، اسباب شکست، خواری و نا امیدی دشمن و شادمانی مومنان و مستضعفان را فراهم کرد.

حضور ده میلیون عزادار در بزرگترین تشییع و خداحافظی، توفانی از اراده میلیونی مردم را در حفظ دستاوردای انقلاب اسلامی و اظهار ارادت، محبت و اطاعت از رهبری انقلاب به وجود آورد. در کنار حضور خیره کننده مردم عزادار و ماتم زده، اجلاس فوق العاده مجلس خبرگان رهبری و تصمیم گیری سریع و قاطع و انتخاب درست آنان، انقلاب اسلامی را صاحب سکانداری امین، باتقوا، با درایت، شجاع و مدیر کرد.در واقع یک روز هم ، انقلاب و ملت بدون رهبر و نقطه امید به سر نبرد و رحمت واسعه الهی، حضور بی سابقه و تاریخی مردم را به بار نشاند.

ضمن عرض تسلیت به مناسبت فرارسیدن چهارده خرداد ؛ سالروز ارتحال جانسوز حضرت امام خمینی(ره) و عرض سلام و ادب و احترام به روح ملکوتی آن بزرگ مرد تاریخ و نیز عرض تبریک به مناسبت هفدهمین سالروز به ولایت رسیدن رهبر خوبان، نائب المهدی، حضرت آیت الله خامنه ای به همه عاشقان و شیفتگان ولایت؛ در این قسمت سعی کردیم با بیان خاطراتی کوچک از زندگی سراسر برکت حضرت آقا؛ گوشه از زندگی و عملکرد ایشان را با یکدیگر مرور کنیم. ان شاءلله که مورد توجه دوستان بزرگوار قرار گیرد.

 برنامه ریزی روزانه رهبر معظم انقلاب

کی از برنامه های ثابت ایشان این است حداقل یک ساعت به اذان صبح بیدار می شوند و تا اذان صبح به تهجد و شب زنده داری مشغولند. سپس نماز صبح را به جا می آورند.

بعد از نماز صبح بعضی روزها برنامه کوه نوردی دارند و بعضی از روزها(بعد از طلوع آفتاب) کمی استراحت میکنند و طبق معمول ساعت 8 صبح کارشان را شروع می کنند.

مقامات کشور و لشکری که در خواست ملاقات داده اند، ساعت خاصی خدمت آقا می آیند. گزارش کار می دهند و آقا رهنمود های لازم را ارائه می دهند. بعد از اقامه نماز ظهر به جماعت، معظم له برای ناهار و استراحت تشریف می برند و دوباره ساعت 4 عصر کارشان را شروع می کنند. این برنامه تا نماز مغرب ادامه دارد؛ نماز مغرب را هم به جماعت می خوانند. یکی از توفیقات ایشان این است که ایشان همه نماز های خود را به جماعت می خوانند حتی نماز صبح را هم در خانه به جماعت اقامه می کنند.

حضرت ایت الله خامنه ای بین نماز مغرب و عشاء حدود نیم ساعت تا سه ربع در سکوت محض فروع می روند و به تفکر تامل می نشینند، حتی اگر پشت سر ایشان وزرا و شخصیت های کشوری و لشکری هم نشسته باشند.

ساعتی از شب را به مطالعه و دیدن اخبار و ساعتی را نیز پدرانه در کنار خانواده بسر می برند.

 


 در اولین ملاقاتی که مقام معظم رهبری با کوفی عنان داشتند؛در آغاز مذاکرات درباره تاریخچه کشور غنا و شخصیت های بزرگ آن و موقعیت سیاسی و اجتماعی کشور غنا صحبت کردند.کوفی عنان بعد از ملاقات گفته بود: من با اینکه که اهل غنا هستم درباره کشور خود به اندازه ایشان اطلاع ندارم. ایرانی ها و مسلمانان باید افتخار کنند که چنین رهبری دارند ای کاش ایشان دبیر کل سازمان ملل بودند. همچنین بعد از جلسه ، کوفی عنان به خبرنگاران گفته بود از همان ابتدای ملاقات، حضرت آیت الله خامنه ای قلب مرا تسخیر کردند. حجت الاسلام پاینده(از اساتید دانشگاه)


پس از اجرای صیغه عقد عده ای از جوانها- که فرزند بنده نیز بینشان بود- توسط رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای، ایشان، عروس و دامادها را چنین نصیحت فرمودند:"اگر شما یک جسم بی جانی را به منزل ببرید و بخواهید آن را به عنوان یک کالا نگه داری کنید، چندان رسیدگی نیاز ندارد، شاید لازم باشد هر چند ماه یک بار گردگیری کنید، اما اگر یک گلدان زنده را به منزل ببرید، باید هر روز به آن رسیدگی نمائید و از آن مراقبت کنید. در آب، نور و هوای آن دقت لازم را به کار می برید" ایشان در ادامه فرمودند:"شما هم یگ گل زنده را به منزل می برید و باید از آن به طور مرتب مراقبت کنید تا پژمرده نشود. عروس خانمها باید از داماد مراقبت و پذیرائی کنند. آقا دامادها نیز باید مراقب عروس خانم ها باشند و به آنها محبت کنند."حجت الاسلام سید علی حسینی(تهران)

 


رهبر معظم انقلاب درباره تورم و گرانی از مسئولانی انتقاد می کردند، در مقابل؛ مسئولینی مدعی بودند که گزارشات نادرست محضرشان ارائه می کنند. معظم له با اطمینان پاسخ دادند. که این گزارشهای دیگران نیست. محصول ارتباط من با جامعه و مردم است.

اعضای خانواده من هر روز خودشان برای خرید مایحتاج روزمره از قبیل نان و ... به کوچه و بازار مراجعه می کنند و با این واقعیات مانوس و دست به گریبانند. آقای حسین صفار هرندی


 یک بار امیر عبدالله ولی عهد عربستان خدمت رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای آمده بود که آقا آمرانه فرمودند: یا منا را بسازید یا ما خودمان مهندسینی داریم که بیایند منا را بسازند. امیر عبدالله دست روی سرش گذاشت و گفت: علی عینی یا سید القائد(رهبرا به روی چشم) سال بعد که بنده حج مشرف شدم، دیدم منا را درست کردند. حجت الاسلام موسوی کاشانی(از اعضا بیت رهبری)

 


در عملیات بدر،در خط مقدم، من شاهد حضور فرزند مقام معظم رهبری، آقا مصطفی در کنار بسیجیان عارف بودم. در طول هشت سال دفاع مقدس، بارها ایشان را در لشکرهای سیدالشهدا و محمد رسول لله دیده ام.سردار سرلشکر دکتر صفوی (فرمانده کل سپاه)

 


در بحران جنگ خلیج فارس رهبر معظم انقلاب ابلاغ فرمودند: واحدهای نظامی در منطقه جنوب و غرب گسترش پیدا کنند. ما جزء واحد هائی بودیم که در منطقه جنوب، حوالی پادگان حمید، اردو زده بودیم. این حرکت در پی همان فرمانده بود، فرمانی که در آن آورده بودند، عبارت بود از اینکه: "به هیچ وجه نباید پذیرفت که کسی حتی به اندازه یک وجب به خاک ما تجاوز کند." این دستور قاطع فرماندهی کل قوا ، همه ما را مصمم کرده بود که کوچکترین رخنه و نفوذ را نپذیریم. آمریکائی ها تصمیم داشتند با تصویب مصوبه ای در کنگره خود، از خاک جمهوری اسلامی برای حمله به عراق استفاده کند که با این تدبیر حضرت آقا از هدف خود بازماندند.سردار سرتیپ پاسدار علی فضلی

 


مقام معظم رهبری-ردر زمان ریاست جمهوری-سفرهای خارجی زیادی داشتند.دراین سفرهدایای زیادیبه شخص ایشان می دادند.حتی در سفری که به یوگسلاوی داشتند،کلید طلایی کشوررابه آقا

دادند،ولی مقام معظم رهبری در هیچ یک از این هدایا تصرف نکردندوبعد از پایان دوره ریاست جمهوری،دستور فرمودندهدایا را در موزه نگه دارند وهمه آنها را متعلق به کشور بدانند.

حجت الالسلام علی ابوترابی


ک روز مهمان مقام معظم رهیر بودم. فرزند ایشان آقا مصطفی نیز نشسته بودند که سفره گسترده شد، آیت الله خامنه ای به وی نگاهی کرد و فرمود:"شما به منزل بروید" من خدمت ایشان عرض کردم: اجازه بفرمائید آقازاده هم باشند، من از وی درخواست کردم که با هم باشیم. آقا فرمودند:"این غذا از بیت مال ست، شما هم همان بیت المال هستید برای بچه ها جایز نیست که بر سر این سفره بنشینند." ایشان به منزل رفتند؛ من در آن لحظه فهمیدم که خدا چرا اینهمه عزت به حضرت آقا عطا فرموده است.

حضرت آیت الله جوادی آملی


یک روز همراه یکی از استانداران محضر حضرت آقا رسیدیم. آقای استاندار در دیدار قبلی خود درباره کاری از آقا نظرخواهی کرده بود و معظم له ایشان را راهنمائی کرده بودند، ولی استاندار خلاف نظر آقا عمل کرده بود و کار خراب شده بود. استاندار به آقا عرض کرد: در آن مسئله استانی من متاسفانه خلاف نظر شما عمل کردم و کار خراب شد. آقا ناراحت شدند و فرمودند:" کار را خراب می کنید، بعد می آئید پیش من"حجت الاسلام دکتر مصطفی آقا تهرانی


یکی از مطالبی که در زمان ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای، بسیار در دنیا انعکاس پیدا کرد و آثار مثبتی در میان مسلمانان گذاشت، برخورد ایشان با دعوت رئیس جمهور زیمبابوه در مهمانی رسمی شام بود. پس از اینکه به معظم له اطلاع دادند که بر سر میز شام، مشروبات الکلی وجود دارد ؛ایشان پیغام دادند که ما بر در این مهمانی شرکت نمی کنیم، مگر اینکه مشروبات الکلی را جمع کنید. آنان گفتند ما به شما کاری نداریم، یعنی به ایرانی ها تعارف نمی کنیم، بلکه طبق رسم خودمان از مهمانان غیر ایرانی با مشروبات الکلی پذیرائی می کنیم.

مقام معظم رهبری به آنان فرمودند:"ما سر سفره ای که درآن مشروبات الکلی باشد، حاضر نمی شویم، چون شرعا حرام هست."

آنان حاضر نشدند که مشروبات الکلی را جمع آوری کنند و ایشان هم در مهمانی شرکت نکردند. غربی ها و رسانه های آنان تصور کردند که طعمه دندان گیری از این خبر نصیبشان شده است و در دنیا چنین منعکس کردند که ایرانی ها بر خلاف آنچه در پروتکل های تشریفاتی دنیا مرسوم است، در مهمانی شام حاضر نشدند؛ ولی انتشار این خبر در جهان اسلام، موجب تقویت آرمان نظام اسلامی شد و بسیار به نفع انقلاب اسلامی تمام شد.دکتر علی اکبر ولایتی

 


در یکی از سفرهای که مقام معظم رهبری به مشهد داشتند، مستقیم به زیارت مشرف شدند. اتاق تاریکی در انتهای دفتر آقای طبرسی است که مشرف به حرم است و پنجره کوچکی دارد که آقا آنجا زیارت نامه می خوانند. وقت شام رفتم تا ایشان را برای غذا دعوت کنم؛دیدم معظم له در حال گریه و زاری است. بار دوم رفتم؛ دیدم باز ایشان غرق در توسل هستند. بار سوم رفتم باز ایشان را در همان حال دیدم. ما و نیروهای حفاظت تصمیم گرفتیم ایشان را از آن حال بیرون بیاوریم؛ چراکه ممکن بود بعد از دو ساعت گریه و زاری برای ایشان اتفاقی بیافتد. این بار جلو تر رفتم در زدم و عرض کردم: دوستان منتظرند تا شما تشریف بیاورید. آقا همانطور در حال گریه و توسل بودند؛ بلند شدند و زیارت امین الله را شروع کردند. بعد از زیارت و راز و نیاز عاشقانه آقا تشریف آوردند.حجت الاسلام موسوی کاشانی

 


ظیفه خود می دانم؛ این مهم را به مردم مسلمان و انقلابی ایران بگویم که من از وضع منزل حضرت آیت الله خامنه ای مطلع هستم. در خانه مقام معظم رهبری هرگز بیش از یک نوع غذا بر سر سفره نیست. خانواده ایشان روی موکت زندگی می کنند. روزی به منزل ایشان رفتم، یک فرش مندرس و پوسیده زیر پاهایم پهن بود که من از زبری و خشنی آن فرش که ظاهراً جهیزیه همسر ایشان بود- اذیت می شدم و از آنجا بر خواستم و به موکت پناه بردم.حجت الاسلام سید احمد خمینی

 


یکی از مسئولین فرهنگی کشور نقل می کند: یک روز محضر مقام معظم رهبری رسیدم. آقا یک کتاب رمان آوردند که نام آن بچه های هاروارد بود و به من فرمودند:"این را خوانده ای؟" عرض کردن نه!(در حالی که بنده مدیر مسئول روزنامه ای هستم.) سپس فرمودند: این کتاب درباره فلان موضوع است. ببین این ها چقدر زیبا در قالب رمان انقلاب روسیه را به خورد جوانها می دهند.حجت الاسلام پاینده

 


بعد از صدور قطعنامه 598سازمان ملل، از سوی کشورهای قدرتمند دنیا بر ایران فشارهای زیادی وارد می شد تا قطعنامه را بپذیریم. در همان ایام، خاویر پرز دکوئیار دبیر کل وقت سازمان ملل- برای رایزنی های لازم به ایران آمد. یکی از برنامه های وی ملاقات با حضرت آیت الله خامنه ای بود. در آن زمان آقا رئیس جمهور بودند. پس از ملاقات، دکوئیار به من گفت: رئیس جمهور شما از کدام دانشگاه علوم سیاسی فارق التحصیل شده است؟ گفتم چطور؟ گفت: من از چند دانشگاه معتبر دنیا مدرک دکترای علوم سیاسی دارم و بیش از سی سال است که کار سیاسی می کنم و الان ده سال است که دبیر کل سازمان ملل هستم. در این مدت، کمتر شخصیت سیاسی و رئیس جمهوری است که وی را ندیده و با او گفتگو نکرده باشم، ولی تاکنون شخصیتی سیاستمدارتر و هوشمندتر از رئیس جمهور شما ندیده ام.

علی بشارتی(وزیر کشور وقت)

 


روزی نماز را در محضر مقام معظم رهبری خواندیم. دو مورد از چیزهای جالبی که من در آنجا دیدم عبارت بود از این که معظم له تسبیحات حضرت زهرا(س) را بعد از نماز خیلی خوب و قشنگ، با فاصله، طمانینه و شمرده، شمرده قرائت کردند و دیگر اینکه بعد از نماز به تربت امام حسین دست کشیدند و صورت و محاسن خود را- چند بار- به زیبائی متبرّک کردند.حجت الاسلام دکتر آقا تهرانی


آخرین جمله را هم به امام و مقتدای خودمان ولی عصر (عج) عرض می کنیم(در جریان کوی دانشگاه):

ای سید و مولای ما، پیش خدا گواهی بده که در راه خدا، تا آخرین نفس ایستاده ایم و بزرگترین آرزو و افتخار بنده این است که در این راه پر افتخار و پر فیض و پربهجت، جان خدا را تقدیم کنم.

رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای

 



بر خود ببالیم که همچون رهبری داریم

 

 


اللهم عجل لوليك الفرج

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387***   توسط عاشقان ولایت | 
 
  زینب سلام الله علیها بانوی عشق

پنجم جمادی الاول مصادف با سالروز ولادت مسعود بزرگ بانوی اسلام حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) می باشد. این میلاد خجسته را به آقای عالم حضرت صاحب الزمان (عج) و به شما محبین و دلسوحتگان آن حضرت تبریک عرض می نمائیم.
ولادت با سعادت حضرت زینب (سلام الله علیها) در مدینه النبی در سال 5 یا 6 هجری قمری در روز پنجم جمادی الاول واقع شده است. هنگام ولادت آن حضرت، پیامبر اعظم (صل الله علیه و آله) در سفر بودند؛ امیرالمومنین حضرت علی(علیه السلام) فرمودند: در نامگذاری او از پیامبر سبقت نمی گیرم»
هنگامی که پیامبر تشریف آوردند منتظر وحی شدند. جبرئیل نازل شد و عرضه داشت؛ خداوند سلام می رساند و می فرماید: این دختر را "زینب" نام بگذار که این نام در لوح محفوظ برای او نوشته شده است.
پیامبر حضرت زینب را در آغوش گرفت و پیشانی مبارک او را بوسید و فرمود: به حاضرین و غائبین برسانید که این دختر را به خاطر من گرامی بدارید؛ همانا که این دختر به خدیجه کبری شبیه است...
در جامعیت و فضیلت این بزرگ بانو همین بس که متانت و وقارش را به خدیجه کبری، عصمت و حیایش را به مادر بزرگوارش حضرت فاطمه زهرا، بردباری او را به امام حسن مجتبی، فصاحت و بلاغت او را به پدرش حضرت امیرالمومنین و شجاعت و قوت قلبش را به حضرت سیدالشهداء (سلام الله علیهم اجمعین) همانند نموده اند. خطبه های ارزشمند آن حضرت در جریان کربلا (کوفه، مجلس یزید ملعون و...) که با نهایت فصاحت، علم ، عرفان و روانشناسی ایراد شده، موید این مطلب می باشد. دوستان عزیز برای مطالعه این خطب گرانسنگ که در واقع جان کربلا هستند می توانند به کتاب معروف "اللهوف علی قتلی الطفوف" تالیف سید بن طاووس مراجعه فرمایند.
حضرت زینب کبری(سلام الله علیها) شبها را به تهجد و عبادت می گذراندند. در حلم و بصیرت، در جود و سخاوت و در زهد و عبادت، شهره تمام عرب بودند. آن حضرت بین جمال و جلال و صورت و سیرت را جمع کرده بود تا جائی که به "اهل تقوی" معرف بود. القاب آن حضرت بسیارند از جمله: عقیله بنی هاشم، محبوبه المصطفی، ولیه الله و...
از زهد و عرفان و عبادت حضرت، ذکر همین نکته بس که امام حسین (علیه السلام) در آخرین دیدار خود به حضرت زینب(سلام الله علیها) فرمود:«یا اختاه لا تنسینی فی نافله الیل»(خواهرم مرا در نماز شب فراموش نکن!)
                                     ------------------------------------------------
با فرا رسیدن میلاد حضرت زینب(سلام الله علیها) به ایام جانسوز فاطمیه هم نزدیک می شویم. انشاءالله که لایق درک فاطمیه شده باشیم. شاید حکمت واقع شدن میلاد حضرت زینب قبل از فاطمیه این باشد که اجازه حضور و درک  مجالس "مادر" را  می بایست از "دختر" گرفت!!! فقط یک نکته برای اهلش...
                               این ندا تا عرش بالا می رود
                              دختر آمد حیف مادر می رود


اللهم عجل لوليك الفرج

+ نوشته شده در  جمعه بیستم اردیبهشت 1387***   توسط عاشقان ولایت | 
 
 

دلم را خانه غم آفريدند

مرا با درد، با هم آفريدند

ز سر تا پاي ما اندوه بارد

مرا مثل محرم آفريدند

مرا با عشق عترت، زاده مادر

مرا شير محبت داده مادر

سر اين سفره عمري ريزه خوارم

ولي نعمت، به جز ايشان ندارم

چنان كعبه، شيه پوش حسينم

غلام حلقه در گوش حسينم

نه هر اهل دلي دلداده ي اوست

كه مستي ها همه از باده ي اوست

دلم را اشك عشقش شستشو داد

مرا در چشم مردم آبرو داد

دلي را كاتش عشقش فروزد

يقين دارم كه در دوزخ نسوزد

**************

بالاخره محرم حسين هم رسيد. چه قدر زيبا و بجا است كه از بانوي دو عالم خانم حضرت زهرا(سلام الله عليها) خواهش كنيم و از ايشان اجازه بگيريم كه اين ماه را براي حسينش گريه كنيم! خدا را شكر كه امسال هم اين توفيق را به ما داد كه باز براي حسين پيراهن مشكي بپوشيم و شال عزا به گردن بيفكنيم. خدا را شكر كه يكبار ديگر به ما توفيق داد كه در هيئت و در مكتب خانه حسين بنشينيم و درس عاشقي بياموزيم. خدا را شكر كه باز هم به ما توفيق داد، تا همراه امام زمانمان جمال حسين را ببينيم و در مهر عباس محو شويم! خدا را شكر كه باز هم به ما توفيق داد تا بغض هايمان را بشكنيم و با ناله بگوئيم: (آجرك الله يا بقيه الله...)

فرصت بساير خوبي است، انشالله كه آنرا مغتنم بشماريم و نهايت استفاده را بكنيم.

از همه دوستان در اين ايام عزيز التماس دعا داريم.


اللهم عجل لوليك الفرج

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386***   توسط عاشقان ولایت | 
 
  فرصتی اندک تا محرم...

بر طبق روايات روز هشتم ماه ذيحجه مصادف با حركت كاروان ابي عبدالله به سمت عراق و خروج ايشان از مكه معظمه مي باشد. خانه اي كه خدا امنيت آن را براي بنده هايش تضمين كرده بود و آنرا پناهگاهي براي مردم قرار داده بود؛ قرار بود براي فرزند رسول خدا ناامن شود.

از اين رو امام حسين حج خود را نيمه تمام و انرا به عمره بدل كرد، تا حرمت حرم امن الهي يعني خانه كعبه حفظ شود و خوني در آن ريخته نشود.

و اينگونه حسين از كعبه رفت. اما نه اينكه حسين از كعبه رفته باشد، بلكه روح كعبه از كعبه جدا شد. و صاحبخانه از خانه بيرون رفت! نه اينكه مهمان از كعبه رفته باشد بلكه جان كعبه از جسم كعبه خالي شد! كعبه،حِجر، زمزم و حتي دل سنگ حَجر هم براي حسين گريه مي كردند!

صفا و مروه آن روز صفاي خود را از دست داد. چون خاك پاي حسين از چشمانش برداشته شده بود!

كمي از اين كاروان بگوئيم.

كارواني كه در آن، "علي شيرخواره" هم احرام بسته بود! و همه گرداگرد گهواره اين حاجي جمع مي شدند و اين "ششماهه" را از دست هم مي ربودند!

آرزوي همه "كاروانيان" اين بود كه فقط چند لحظه اين حاجي را بغل كنند!

نمي دانم اين حاجي چطور "لبخند" مي زد كه از "عباس" هم دل ربوده بود! عباس هم دلش مي خواست شش ماهه را به آغوش بگيرد، اما مگر، "شرم" امانش مي داد....

اما دل رباب سخت مي تپيد وغوغائي داشت....

و چقدر خوب بود هر وقت دل "كاروانيان" براي پيغمبر تنگ مي شد، سراغ "علي اكبر" را مي گرفتند! تبسم هاي اين "علي" با دلها چه بازي مي كرد!! و دل "ليلا" به اين تبسمها خوش بود!

بگزاريد كمي هم از "زهراي" اين كاروان بگويم. حسين و زينب تا دلشان هواي "مادر" را مي كرد "رقيه" را مي بوسيدند! رقيه هم كه يك لحظه از دامن بابا جدا نميشد! گهگاهي هم "عمو" او را در آغوش مي گرفت. گاهي هم روي دوش اكبر...

اما هر وقت عمه زينب بغلش مي كرد، "صورتش" را با گريه مي بوسيد.

نمي دانم، شايد صورتش خيلي شبيه مادرش بود، اما اين تمثال تا چند روز ديگر كاملتر هم مي شود...

نگاه هاي معصومانه اين سه ساله دختر دل همه را مي ربود. همه رقيه را از دست هم مي گرفتند و روي دامنشان مي نشاندند. ولي دل رقيه براي بغل كردن "ششماهه" بي تابي مي كرد!!

و كاروانيان تا صداي "عمه زينب" را مي شنيدند، همه دور محمل او حلقه مي زدند. "قاسم" عنان گير مركب او بود و زانوهاي عباس ركابش!

ولي چشم زينب فقط به "حسينش" بود و بس!

دلش خوش بود كه باز هم همراه حسينش آمده. ولي دل زينب هم مثل دل رباب مي لرزيد و خروش خاصي داشت!

نمي دانم چرا از اين سفر بوي "جدائي" به مشامش مي رسيد. اما به خود نهيب مي زد و ميگفت:(جدائي من از حسين ، نه، هرگز، من بدون حسين...)

نمي دانم.....

ولي باز پشت همه گرم بود. هنوز هم همه اميد داشتند. چون "عباس" داشتند!

عباس نقطه اميد و اتكاي همه بود. همه، حتي حسين! حسين هم دلش به عباسش خوش بود. با وجود عباس ديگر كسي واهمه اي نداشت. عباس شيرازه اين كاروان بود! بگزاريد حرف دل حسين را بزنم، "عباس شيرازه حسين بود!!"

                                                    *******************

كاروان حسين از مكه خارج شده و به سمت كربلا مي رود. و يعني اينكه "محرم" در پيش است.

باز هم محرم مي آيد و باز هم امام زمانمان شال عزايش را به گردن مي اندازد و باز هم خون گريه مي كند!

محرم در پيش است. نمي دانم چقدر براي استقبال و استفاده از اين ماه آماده شده ايم؟! چقدر چشمهايمان را براي "باريدن" شسته ايم؟! و چقدر دلهايمان را براي عاشقي آراسته ايم! چون محفل حسين جاي هر نااهل و ناپاكي نيست!

شستشوئي كن و آنگه به خرابات، خرام

تا نگردد، زتو اين دير خراب، آلوده

و اگر هنوز هم خود را لايق حضور در اين فيض عظيم نمي دانيم، تا محرم اندكي فرصت باقي مانده است...فرصتي اندك.....

خوشابحال آنان كه در مُحرَّم، مَحرَم مي شوند!!


اللهم عجل لوليك الفرج

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386***   توسط عاشقان ولایت | 
 
  يا جواد الائمه ادركني

فرا رسيدن شهادت مظلومانه جواد الائمه حضرت امام محمد تقي (عليه السلام) را به ساحت قدسي آقا امام زمان و به همه شيعيان و دلسوختگان اهل بيت عصمت و طهارت تسليت عرض مينمائيم.
در اينجا مختصري از زندگي پربركت اما كوتاه امام جواد را ذكر مي كنيم. انشالله كه مورد تائيد مولاي خوبمان حضرت امام عصر (عج) قرار گيرد.
امام نهم ما شيعيان كه نام مباركشان محمد و كنيه شريف ايشان ابوجعفر و لقبشان جواد و تقي است؛ در ماه مبارك رمضان سال 195 ه.ق در مدينة النبي ديده به جهان گشودند.
مادر ايشان "سبيكه" از بالاترين زنان زمان عصر خود بود. روزي كه پدر ايشان حضرت امام رضا(عليه السلام) رحلت فرمودند، ايشان 8 سال داشتند و در زمان شهادت 25 سال از عمر شريفشان مي گذشت.
امام رضا، در مورد امام جواد(سلام الله عليهما) مي فرمايند: «اين مولودي است كه براي شيعيان ما از او پربركت تر زاده نشده است.»
مكتب علمي امام جواد
يكي از ابعاد زندگي ائمه(عليهم السلام) بعد علمي و فرهنگي ايشان مي باشد. هر امامي با توجه به شرايط زمان خود فعاليت هائي انجام مي دادند. مثلا در زمان حضرت امام صادق تعداد شاگردان ايشان بيش از 4000 نفر بود.
ولي در زمان امامت امام جواد، تا امام حسن عسكري به علت جو نامساعد چنين فرصتي وجود نداشت. بنابراين اگر مي خوانيم كه تعداد راويان از امام جواد جمعاً 110 نفر بود يا روايات امام از 250 حديث تجاوز نكرده، نبايد تعجب كنيم!!
روايت:
مامون براي اينكه امام جواد را آلوده به دنيا كند، دست به هر كاري مي زد و چون درمانده شد خواست دخترش را به عقد امام در آورد و 200 دختر از زيباترين كنيزان خود را به همراه دختر خود و 200 جام كه در هر كدام گوهري گرانمايه بود به نزد امام فرستاد، ولي امام هيچ توجهي نكرد.
مردي به نام "مخارق" كه آوازخوان بود و ريش بلندي هم داشت از سوي مامون مامور شد تا امام را بفريبد.
او گفت اگر او(امام جواد) مشغول كاري از كارهاي دنيا شد من او را فريب مي دهم. پس در مقابل امام نشست و صدائي شبيه صداي خر در مي آورد و با ساز خود آواز مي خواند.
امام توجهي نمي كرد ولي بعد از مدتي سر خود را بلند كرد و فرمود:( اتق الله يا ذالعثون) يعني "از خدا بترس اي ريش دراز" ناگاه ساز از دستش افتاد و دستش در همان حالت خشك شد.
مامون از حال او پرسيد. جواب داد: چون (امام جواد) بر من فرياد زد ترسي به من دست داد كه هرگز از آن بهبودي احساس نمي كنم.(اصول كافي ج2 ص417)
---------------------------
سر انجام امام جواد در سن 25 سالگي به امر معتصم عباسي و با شربت يا انگور زهرآلود و بوسيله "ام الفضل" همسر خود، مسموم شدند و در روزآخر ذي القعده در شهر بغداد به شهادت رسيدند. روايت شده كه آن حضرت از شدت اثر زهر به خود مي پيچيدند. و از فرط عطش تقاضاي آب مي كردند كه ام الفضل ملعون درب اتقاق را بست و به كنيزان دستور داد تا هلهله كنند تا ناله هاي امام به گوش شيعيان نرسد و امام جواد با تشنگي و در غربت كامل به شهادت رسيدند.
پيكر مطهر ايشان در كاظمين كنار مزار جدشان، حضرت امام موسي كاظم به خاك سپرده شد.
روايتي ديگر از امام
شخصي روايت مي گويد: من در محضر امام رضا بودم. ناگاه حضرت امام جواد را كه كمتر از 4 سال داشت آوردند. ايشان دستهايشان را بر زمين زد و سر به آسمان بلند كرد و در فكر فرو رفت. تفكر ايشان طولاني شد. امام رضا با او فرمود: جانم به قربانت، چرا فكر كردن تو طولاني شد؟!
حضرت جواد فرمودند: (درباره ستم هائي كه به مادرم روا داشتند، فكر مي كنم. سوگند به خدا آن دو نفر(خليفه اول و دوم) را از قبر بيرون مي آورم و مي سوزانم و سپس خاكسترشان را بر باد مي دهم و به سوي دريا مي پراكنم.)
حضرت رضا به او نزديك شد و بين چشمهاي او را بوسيد و سپس فرمود: (پدر و مادرم به فدايت، تو سزاوار مقام امامت هستي) (اقتباس از منهاج الدموع صص483و432 و بحارالانوار ج50 ص59)
                             گرچه جوانم اما، پيرم زداغ زهرا
                         مادر بيا تماشا، كي از غمت جوانم
                            با ياد داغ پهلو، با ياد زخم بازو
                     هر لحظه از غم او، خون گشته ديدگانم

چند فرمايش زيبا از حضرت امام جواد:
1- اعتماد به خداوند تعالي بهاء هر چيزي گران و بسوي هر چيز بلندي نردبان است.
2- در آشكارا دوست خدا و در پنهاني دشمن خدا نباش.
3- بترسيد از رفاقت با آدم بد، به درستي كه او بمانند شمشير كشيده است كه ظاهر نيكو ولي آثار زشتي دارد.
4- مومن به سه خصلت نيازمند مي باشد اول توفيق از حق تعالي، دوم واعظي از درون خود كه پيوسته او را موعظه كند و سوم اينكه قبول كند از آنكه او را نصيحت مي كند.
(بر گرفته از كتاب شريف منتهي الامال)


اللهم عجل لوليك الفرج

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آذر 1386***   توسط عاشقان ولایت | 
 
  ذی القعده ماه توبه

ماه ذی القعده یکی از ماههای قمری و از جمله ماههای حرام محسوب می شود. سیدبن طاووس روایتی نقل کرده که ذی القعده محل اجابت دعا در وقت شدت و سختی است.

از حضرت رسول اکرم(صل الله علیه و آله) روایت شده که هر که در روز یکشنبه ماه ذی القعده نمازی به کیفیتی که ذکر خواهد شد، بجا آورد توبه اش مقبول واقع می شود و گناهانش آمرزیده خواهد شد. همچنین خصماء (طلب کارانش) در روز قیامت از او راضی خواهند شد و مغفرت الهی شامل حال او و والیدنش وذریه او خواهد شد و توسعه رزق پیدا خواهد کرد و ملک الموت با او در وقت مرگ مدارا خواهد کرد.

کیفیت نماز اینچنین است که در روز یکشنبه ما ذی القعده(ماه جاری) غسل کند، وضو هم بگیرد، سپس دو رکعت نماز توبه نیت کند. در هر رکعت یک حمد و سه مرتبه سوره توحید و یک مرتبه سوره فلق و ناس را بخواند. پس از اتمام نماز دو رکعت دیگر به همین شکل بخواند که جمعاً چهار رکعت خواهد شد. بعد از پایان نماز هفتاد مرتبه استغفار کند(اَستَغفِراللهَ رَبّی وَ اَتوبُ اِلَیه) و استغفارش را با ذکر شریف (لاحَولَ وَلا قُوَّهَ الَّا بِاللهِ العَلیِّ العَظیم) تمام کند. و بعد یک مرتبه این دعا را بخواند: (یا عَزیزُ یا غفَّارُ اِغفرلی ذَنُوبی و ذُنوبَ جَمیعِ المُومِنینَ و المومِنات فَاِنُّهُ لایَغفِرُ الذُّنوبَ اِلَّا اَنت)

همچنین روایت شده که هر که در یکی از ماههای حرام (ذی القعده یکی از ماهای حرام است) سه روز متوالی پنجشنبه، جمعه و شنبه را روزه نگه دارد ثواب نهصد سال عبادت برای او نوشته خواهد شد. و همچنین در ماههای حرام گناهان و حسنات مضاعف می شود.

دوستان عزیز می توانند برای اطلاع در مورد بقیه اعمال این ماه شریف به فصل دوم کتاب مفاتیح الجنان مراجعه فرمایند.


اللهم عجل لوليك الفرج

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم آذر 1386***   توسط عاشقان ولایت | 
 
  حرف اول ...  
أللَّهُمَّ کُن لِوَلیِکَ ألحُجَّةِإبنِ الحَسَن صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَعَلی آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَة وَ فِي کُلِّ سَاعَة وَلِیَّاً وَ حَافِظَاًً وقَائِداً وَ نَاصِراً و دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ أَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیهَا طَویلاً

هیئت عاشقان ولایت شهرستان لنگرود به همت تعدادی از جوانان خدا جوی بسیجی در راستای تحقق اهداف اسلامی و فرهنگ مهدویت و اشاعه فرهنگ غنی تشیع و اهل بیت عصمت و طهارت(ع) و یادمان شهدا و پیروی از فرامین حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری در تاریخ 27 رجب 1417ه.ق تاسیس و در سطح شهرستان اقدام به فعالیت نمود. از جمله برنامه های قابل ذکر در ادامه روند هیئت می توان مواردی همچون بالا بردن سطح فرهنگی شهرستان از طریق برنامه های فرهنگی، برگزاری جلسات مدح و عزای اهل بیت برگزاری نمایشگاههای مختلف، کمک به غنی سازی اوقات فراغت جوانان، برنامه ریزی اعضاء در جهت تقویت قوای جسمانی و روحانی، همکاری و هماهنگی با نهادهای فرهنگی و سیاسی اشاره کرد. (لازم به ذکر است که هیئت به مناسبت تمامی اعیاد و شهادت ائمه اطهار(ع) اقدام به برگزاری مراسم می نماید.)

     
خانه هيئت
مكاتبه با هيئت
بايگاني وبلاگ

  دل نوشته های پیشین  
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
فروردین 1384

  هم مكتبي ها  
برنامه مراسمهای هیئت عاشقان ولایت
هيئت محبان امام حسن مجتبي (زاهدان)
هیئت دانشجوئی لثارات الحسین لاهیجان
گلگشتی در معارف اسلامی
روزگار رهائی
درد دل
قافله نور
هیئت زینبیون زنجان
مکتب المهدی شهرستان میبد
به ياد شهدا
چفیه یعنی عشق
یه منتظر
یوسف گمگشته
شاهنامه عاشورا
سقای معرفت
انصارالشهدا
آخرين منجي
بیمار عشق حسین!
از نسل سرخ لاله ها
هيئت جوانان امام مهدي همدان
مهدي و منتظران
خط شكنان
اشك آسمان (كنيز ابوالفضل)
بیقرار ظهور
یوسف گمگشته(يه بيقرار)
قالبون
هيئت منتظران ظهور لنگرود
هيئت آل ياسين(اسفراين)
غلام قمر
حسین سرود انسانیت
خورشد عدالت - عصر ظهور
رهروان شهدا(عاشق رهبر)
كانون مذهبي فرهنگي شباب الجنه زنجان
هیئت محبان جوادالائمه (ع)
هيئت بين الحرمين سمنان
     

 RSS
هیئت نماد تجمع فکری و عاطفی بر محور شخصیت حسین بن علی است *****‹‹مقام معظم رهبري›› *****


این وبلاگ متعلق به هیئت عاشقان ولایت شهرستان لنگرود می باشد. ما در این وبلاگ پذیرای همه دوستان هیئتی و منتظران آقایمان حضرت ولی عصر(عج) هستیم. از همه دوستان وبلاگ نويس در زمينه هاي مختلف فرهنگي و مذهبي دعوت به همكاري مي نمائيم.
هر گونه برداشت و نقل قول از مطالب اين وبلاگ با ذكر منبع آزاد مي باشد. ***************************** لينك دادن به ساير وبلاگها به معني تائيد نوشته هايشان نمي باشد.
ذكر روزهاي هفته(هر ذكر صد مرتبه)
شنبه: يا ربَّ العالَمين
يكشنبه: يا ذوالجلال و الاكرام
دو شنبه: يا قاضِيَ الحاجات
سه شنبه: يا ارحمَ الراحمين
چهارشنبه: يا حَيُّ يا قَيُّوم
پنجشنبه: لاالهَ الا الله مَلِكُ الحَقُّ المُبين
جمعه: صلوات(با "وعجِّل فرجَهم")
برای ذخیره شدن وبلاگ در هارد روی دکمه زير کلیک کنید

مدير وبلاگ هيئت عاشقان ولايت

طراح اوليه قالب
دلداده وصل

پايگاه اطلاع رساني موعود