تبليغاتX
هیئت عاشقان ولایت

 

دل نوشته های هیئتی ها

 
  عید ولایت

الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه امیر المومنین و الائمه المعصومین علیهم الاسلام

18 ذی الحجه یادآور عظمت اسلام و اوج نعمت الهی بر مردم کره خاکی و ساکنین  افلاک الهی  و روز پیمان حضرت حق بر عاشقان امامت و ولایت مبارک باد.

در سال دهم هجرت از خداوند به پیامبر اکرم دستور داده شد که دو مسئله مهم را به طور علنی به مردم ابلاغ کند.

1- حج        2- ولایت

در منا دو مرتبه سخنرانی کرد و زمینه را برای اعلام ولایت حضرت علی (علیه السلام) آماده نمود و نیز ودایع(امانهای) انبیاء را به حضرت علی تحویل داد. پس از بازگشت از مکه جبرائیل نازل گردید و از طرف خدا لقب امیرالمومنین را به عنوان اختصاص آن (فقط) به حضرت علی آورد.

بعد از اتمام حج بلال مامور گشت و اعلام نمود که فردا جز معلولان همه باید  حرکت نمایند، تا در وقت معین در غدیر خم حاضر باشند.

صبح روزی که پیامبر از مکه حرکت کرد 120000  نفر به سوی غدیر به همراه حضرت حرکت نمودند  تا به غدیر خم رسیدند. شدت گرمای هوا به حدی بود که مردم  و حتی شخص پیامبر  گوشه ای از لباس را بر سر و گوشه ای را زیر پاهای خود قرار دادند. ابتدا پیامبر به مقداد ، ابوذر و سلمان دستور دادند تا محوطه ای را در زیر درختان کهنسال آماده کنند و منادی پیامبر اعلام کرد که مردم جلوی درختان اجتماع نمایند. بعد از اجتماع مردم پیامبر آخرین خطابه رسمی خود را برای مردم و جهانیان اعلام فرمودند.

سخنان رسول خدا در آن خطابه تاریخی در یازده بخش خلاصه می شود:

1-                   حمد و ثنای خدا

2-                  تصریح به اعلام فرمان خدا

3-                 اعلام امامت 12 امام

4-                  گرفتن بازوی حضرت علی و گفتن جمله "من کنت مولاه فهذا علی مولاه"

5-                  اعلام خطر برای نافرمانی از ولایت

6-                  خواندن آیات قرآن

7-                 تفسیر آیه صراط مستقیم به علی و شیعیانش

8-                 اعلام مواردی از حضرت مهدی(عج)

9-                  کیفیت بیان احکام الهی

10-                 تشویق مردم به بیعت با حضرت علی

11-                 بیعت لسانی توسط مردم با حضرت علی

بعد از خطبه نیز مردم به امیر المومنین حضرت علی و نیز به پیامبر تبریک گفتند و بعد با حضرت بیعت نمودند. ( مسئله جالب این است کسانی که از هم زودتر با حضرت بیعت کردند، از همه زودتر بیعت خود را شکستند!)

ابتدا مردان و بعد زنان با حضرت بیعت نمودند، در این مراسم پیامبر عمامه خود را که سحاب نام داشت به حضرت علی دادند.

معجزه غدیر:

حارث فهری نزد پیامبر آمد و فرمود: آیا ولایت امروز از جانب خدا بود؟ پیامبر فرمود: آری.

در اینجا حارث خطاب به خداوند گفت: خدایا اگر آنچه محمد(پیامبر) می گوید راست است، و حق می باشد و از جانب تو است، سنگی از آسمان بر من ببار یا عذابی دردناک بر ما بفرست!

همین که حرف حارث تمام شد و به راه افتاد خداوند سنگی از آسمان بر او فرستاد که همانجا هلاک شد!

و اما عید غدیر:

الف) معنای عید

عید از جهت لغت به معنی "عود" و برگشتن می باشد. و در اصطلاح، یعنی بازگشتن به سوی خدا همراه شادی.

در روز عید انسان همراه با نماز و روزه و راز و نیاز، به سوی فطرت اصلی خود باز می گردد.

ب) آیه قرآن:

(الیوم یئس الذین کفروا من دینکم فلا تخشونهم واخشون)

(الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دیناً)


فرا رسیدن این عید بزرگ اسلامی را به ساحت قدسی آقا امام زمان و به همه شیعیان و محبین آقا امیرالمومنین تبریک و تهنیت  عرض می نمائیم.

 

 

علي عدالت محضي كه نيست مثل تو

در اين حواليِ بي درد ، كيست مثل تو

تو با تمام بزرگي امير عشق مني

يگانه معني عيد غدير عشق مني

تمام عشق ! تو مولي ، ولي من هستي

اجازه هست بگويم علي من هستي

شبي مفسر حرف زلال آب شدي

ابو عدالت ، ابو عشق ، ابو تراب شدي

« علي » شدي تو و خورشيد ، خاك پاي تو شد

بهار لبريز از سبزي صداي تو شد

بمان بيايم و سيرت ببينم ، آي ! مرو

بمان ز روح تو زخمي بچينم ، آي مرو !

مرو كه با تو نگاهم قشنگ خواهد شد

دلم براي تو اي مرد تنگ خواهد شد

براي عشق و عدالت غريب زيست علي

هنوز مانده بفهميم اينكه كيست علي !

و خويش را چه عجيب است شيعه مي‌ناميم

من و شما كه نفهميده‌ايم كيست علي

چنان به لبخندش پشت كرده‌ايم انگار

ميان ما بد عهدان غريبه‌ايست علي

كدام چاه در اين شهر مرده مي‌فهمد

كه چيست معني يك عمر خون گريست علي

بيا عدالت و شمشير خويش را بردار

و بار ديگر در بينمان بايست ، علي !

 

 

 

 


اللهم عجل لوليك الفرج

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم دی 1384***   توسط عاشقان ولایت | 
 
  فرصتي اندك تا محرم...!

 

بر طبق روايات روز هشتم ماه ذيحجه مصادف با حركت كاروان ابي عبدالله به سمت عراق و خروج ايشان از مكه معظمه مي باشد. خانه اي كه خدا امنيت آن را براي بنده هايش تضمين كرده بود و آنرا پناهگاهي براي مردم قرار داده بود؛ قرار بود براي فرزند رسول خدا ناامن شود.

از اين رو امام حسين حج خود را نيمه تمام و انرا به عمره بدل كرد، تا حرمت حرم امن الهي يعني خانه كعبه حفظ شود و خوني در آن ريخته نشود.

و اينگونه حسين از كعبه رفت. اما نه اينكه حسين از كعبه رفته باشد، بلكه روح كعبه از كعبه جدا شد. و صاحبخانه از خانه بيرون رفت! نه اينكه مهمان از كعبه رفته باشد بلكه جان كعبه از جسم كعبه خالي شد! كعبه،حِجر، زمزم و حتي دل سنگ حَجر هم براي حسين گريه مي كردند!

صفا و مروه آن روز صفاي خود را از دست داد. چون خاك پاي حسين از چشمانش برداشته شده بود!

كمي از اين كاروان بگوئيم.

كارواني كه در آن، "علي شيرخواره" هم احرام بسته بود! و همه گرداگرد گهواره اين حاجي جمع مي شدند و اين "ششماهه" را از دست هم مي ربودند!

آرزوي همه "كاروانيان" اين بود كه فقط چند لحظه اين حاجي را بغل كنند!

نمي دانم اين حاجي چطور "لبخند" مي زد كه از "عباس" هم دل ربوده بود! عباس هم دلش مي خواست شش ماهه را به آغوش بگيرد، اما مگر، "شرم" امانش مي داد....

اما دل رباب سخت مي تپيد وغوغائي داشت....

و چقدر خوب بود هر وقت دل "كاروانيان" براي پيغمبر تنگ مي شد، سراغ "علي اكبر" را مي گرفتند! تبسم هاي اين "علي" با دلها چه بازي مي كرد!! و دل "ليلا" به اين تبسمها خوش بود!

بگزاريد كمي هم از "زهراي" اين كاروان بگويم. حسين و زينب تا دلشان هواي "مادر" را مي كرد "رقيه" را مي بوسيدند! رقيه هم كه يك لحظه از دامن بابا جدا نميشد! گهگاهي هم "عمو" او را در آغوش مي گرفت. گاهي هم روي دوش اكبر...

اما هر وقت عمه زينب بغلش مي كرد، "صورتش" را با گريه مي بوسيد.

نمي دانم، شايد صورتش خيلي شبيه مادرش بود، اما اين تمثال تا چند روز ديگر كاملتر هم مي شود...

نگاه هاي معصومانه اين سه ساله دختر دل همه را مي ربود. همه رقيه را از دست هم مي گرفتند و روي دامنشان مي نشاندند. ولي دل رقيه براي بغل كردن "ششماهه" بي تابي مي كرد!!

و كاروانيان تا صداي "عمه زينب" را مي شنيدند، همه دور محمل او حلقه مي زدند. "قاسم" عنان گير مركب او بود و زانوهاي عباس ركابش!

ولي چشم زينب فقط به "حسينش" بود و بس!

دلش خوش بود كه باز هم همراه حسينش آمده. ولي دل زينب هم مثل دل رباب مي لرزيد و خروش خاصي داشت!

نمي دانم چرا از اين سفر بوي "جدائي" به مشامش مي رسيد. اما به خود نهيب مي زد و ميگفت:(جدائي من از حسين ، نه، هرگز، من بدون حسين...)

نمي دانم.....

ولي باز پشت همه گرم بود. هنوز هم همه اميد داشتند. چون "عباس" داشتند!

عباس نقطه اميد و اتكاي همه بود. همه، حتي حسين! حسين هم دلش به عباسش خوش بود. با وجود عباس ديگر كسي واهمه اي نداشت. عباس شيرازه اين كاروان بود! بگزاريد حرف دل حسين را بزنم، "عباس شيرازه حسين بود!!"

*******************

كاروان حسين از مكه خارج شده و به سمت كربلا مي رود. و يعني اينكه "محرم" در پيش است.

باز هم محرم مي آيد و باز هم امام زمانمان شال عزايش را به گردن مي اندازد و باز هم خون گريه مي كند!

محرم در پيش است. نمي دانم چقدر براي استقبال و استفاده از اين ماه آماده شده ايم؟! چقدر چشمهايمان را براي "باريدن" شسته ايم؟! و چقدر دلهايمان را براي عاشقي آراسته ايم! چون محفل حسين جاي هر نااهل و ناپاكي نيست!

شستشوئي كن و آنگه به خرابات، خرام

تا نگردد، زتو اين دير خراب، آلوده

و اگر هنوز هم خود را لايق حضور در اين فيض عظيم نمي دانيم، تا محرم اندكي فرصت باقي مانده است...فرصتي اندك.....

خوشابحال آنان كه در مُحرَّم، مَحرَم مي شوند!!

 

 


اللهم عجل لوليك الفرج

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم دی 1384***   توسط عاشقان ولایت | 
 
  جوادالائمه

 

يا جواد الائمه ادركني

فرا رسيدن شهادت مظلومانه جواد الائمه حضرت امام محمد تقي (عليه السلام) را به ساحت قدسي آقا امام زمان و به همه شيعيان و دلسوختگان اهل بيت عصمت و طهارت تسليت عرض مينمائيم.

در اينجا مختصري از زندگي پربركت اما كوتاه امام جواد را ذكر مي كنيم. انشالله كه مورد تائيد مولاي خوبمان حضرت امام عصر (عج) قرار گيرد.

 

امام نهم ما شيعيان كه نام مباركشان محمد و كنيه شريف ايشان ابوجعفر و لقبشان جواد و تقي است؛ در ماه مبارك رمضان سال 195 ه.ق در مدينة النبي ديده به جهان گشودند.

مادر ايشان "سبيكه" از بالاترين زنان زمان عصر خود بود. روزي كه پدر ايشان حضرت امام رضا(عليه السلام) رحلت فرمودند، ايشان 8 سال داشتند و در زمان شهادت 25 سال از عمر شريفشان مي گذشت.

امام رضا، در مورد امام جواد(سلام الله عليهما) مي فرمايند: «اين مولودي است كه براي شيعيان ما از او پربركت تر زاده نشده است.»

مكتب علمي امام جواد

يكي از ابعاد زندگي ائمه(عليهم السلام) بعد علمي و فرهنگي ايشان مي باشد. هر امامي با توجه به شرايط زمان خود فعاليت هائي انجام مي دادند. مثلا در زمان حضرت امام صادق تعداد شاگردان ايشان بيش از 4000 نفر بود.

ولي در زمان امامت امام جواد، تا امام حسن عسكري به علت جو نامساعد چنين فرصتي وجود نداشت. بنابراين اگر مي خوانيم كه تعداد راويان از امام جواد جمعاً 110 نفر بود يا روايات امام از 250 حديث تجاوز نكرده، نبايد تعجب كنيم!!

 

روايت:

مامون براي اينكه امام جواد را آلوده به دنيا كند، دست به هر كاري مي زد و چون درمانده شد خواست دخترش را به عقد امام در آورد و 200 دختر از زيباترين كنيزان خود را به همراه دختر خود و 200 جام كه در هر كدام گوهري گرانمايه بود به نزد امام فرستاد، ولي امام هيچ توجهي نكرد.

مردي به نام "مخارق" كه آوازخوان بود و ريش بلندي هم داشت از سوي مامون مامور شد تا امام را بفريبد.

او گفت اگر او(امام جواد) مشغول كاري از كارهاي دنيا شد من او را فريب مي دهم. پس در مقابل امام نشست و صدائي شبيه صداي خر در مي آورد و با ساز خود آواز مي خواند.

امام توجهي نمي كرد ولي بعد از مدتي سر خود را بلند كرد و فرمود:( اتق الله يا ذالعثون) يعني "از خدا بترس اي ريش دراز" ناگاه ساز از دستش افتاد و دستش در همان حالت خشك شد.

مامون از حال او پرسيد. جواب داد: چون (امام جواد) بر من فرياد زد ترسي به من دست داد كه هرگز از آن بهبودي احساس نمي كنم.(اصول كافي ج2 ص417)

---------------------------

سر انجام امام جواد در سن 25 سالگي  به امر معتصم عباسي و با شربت يا انگور زهرآلود و بوسيله "ام الفضل" همسر خود، مسموم شدند و در روزآخر ذي القعده در شهر بغداد به شهادت رسيدند. روايت شده كه آن حضرت از شدت اثر زهر به خود مي پيچيدند. و از فرط عطش تقاضاي آب مي كردند كه ام الفضل ملعون درب اتقاق را بست و به كنيزان دستور داد تا هلهله كنند تا ناله هاي امام به گوش شيعيان نرسد و امام جواد با تشنگي و در غربت كامل به شهادت رسيدند.

پيكر مطهر ايشان در كاظمين كنار مزار جدشان، حضرت امام موسي كاظم به خاك سپرده شد.

 

روايتي ديگر از امام

شخصي روايت مي گويد: من در محضر امام رضا بودم. ناگاه حضرت امام جواد را كه كمتر از 4 سال داشت آوردند. ايشان دستهايشان را بر زمين زد و سر به آسمان بلند كرد و در فكر فرو رفت. تفكر ايشان طولاني شد. امام رضا با او فرمود: جانم به قربانت، چرا فكر كردن تو طولاني شد؟!

حضرت جواد فرمودند: (درباره ستم هائي كه به مادرم روا داشتند، فكر مي كنم. سوگند به خدا آن دو نفر(خليفه اول و دوم) را از قبر بيرون مي آورم و مي سوزانم و سپس خاكسترشان را بر باد مي دهم و به سوي دريا مي پراكنم.)

حضرت رضا به او نزديك شد و بين چشمهاي او را بوسيد و سپس فرمود: (پدر و مادرم به فدايت، تو سزاوار مقام امامت هستي) (اقتباس از منهاج الدموع صص483و432 و بحارالانوار ج50 ص59)

 

گرچه جوانم اما، پيرم زداغ زهرا

مادر بيا تماشا، كي از غمت جوانم

با ياد داغ پهلو، با ياد زخم بازو

هر لحظه از غم او، خون گشته ديدگانم

 

چند فرمايش زيبا از حضرت امام جواد

1- اعتماد به خداوند تعالي بهاء هر چيزي گران و بسوي هر چيز بلندي نردبان است.

2- در آشكارا دوست خدا و در پنهاني دشمن خدا نباش.

3- بترسيد از رفاقت با آدم بد، به درستي كه او بمانند شمشير كشيده است كه ظاهر نيكو ولي آثار زشتي دارد.

4- مومن به سه خصلت نيازمند مي باشد اول توفيق از حق تعالي، دوم واعظي از درون خود كه پيوسته او را موعظه كند و سوم اينكه قبول كند از آنكه او را نصيحت مي كند.

(بر گرفته از كتاب شريف منتهي الامال)

 

 

 



 


اللهم عجل لوليك الفرج

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1384***   توسط عاشقان ولایت | 
 
  مسیحا

اللهم صل علي محمد و آل محمد وعجل فرجهم

و صل علي جميع الانبياء و المرسلين

 

بيست و پنجم دسامبر سالروز ميلاد حضرت عيسي (علي نبينا و آله و عليه السلام) مي باشد.

در رويات اسلامي (شيعه و سني) اشاره به رجعت حضرت عيسي به همراه امام زمان شده است. از آن جمله اين روايت است كه در كتاب يوم الخلاص (ص343) وجود دارد:

‹ عيسي در گردنه اي به نام "افيق" در سرزمين مقدس فرود مي آيد؛ وارد بيت المقدس مي شود، در حالي كه مردم براي اقامه نماز صبح صف كشيده اند. پس امام مهدي (عج) عقب مي رود، ولي عيسي او را به جلو مي برد و خود به او اقتدا مي كند و پشت سر او طبق شريعت پيامبر اسلام نماز مي خواند. و مي فرمايد: شما اهل بيتي هستيد كه احدي نمي تواند بر شما پيشي بگيرد...›

در روايتي ديگر آمده است: پس از فتح غرب توسط امام زمان(عج) و اسلام آوردن بيشتر اهل آن سامان حضرت عيسي رحلت مي نمايد و حضرت همراه مسلمانان بر بدن او نماز مي خوانند. بر طبق روايات مراسم دفن به طور آشكار انجام مي گيرد، تا مانند بار اول در مورد ايشان تهمت و افترا نزنند. سپس پيكر مطهر او را در پارچه اي كه دست بافت مادرش حضرت مريم(س) است كفن نموده و در جوار مزار شريف مادرش در قدس به خاك مي سپارند.

 

در پايان ضمن عرض تبريك به تمامي مسيحيان عزيز؛ براي همه يكتا پرستان جهان موفقيت و سعادت را از خداوند منان تقاضا مي نمائيم.

 

يا ابا صالح...

بهار بي تو دل آزار مي‌شود، برگرد

نهال عاطفه بيمار مي‌شود، برگرد

صداي ني لبك عشق، بي تو مي‌ميرد

نسيم ، بي تو گرفتار مي‌شود، برگرد

درخت سرو، گل ياس ، شاخه نرگس

قسم به لاله ، كه گل خار مي‌شود، برگرد

تو آسماني و هر روز دختر خورشيد

به شوق روي تو، بيدار مي شود، برگرد

غروب آمد و در كوچه‌هاي دل تنگي

دوباره حال دلم زار مي‌شود، برگرد

به اشتياق تو، چشم هميشه منتظرم

پر از حلاوت ديدار مي‌شود، برگرد


اللهم عجل لوليك الفرج

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم دی 1384***   توسط عاشقان ولایت | 
 
  حرف اول ...  
أللَّهُمَّ کُن لِوَلیِکَ ألحُجَّةِإبنِ الحَسَن صَلَواتُکَ عَلَیهِ وَعَلی آبَائِهِ فِي هَذِهِ السَّاعَة وَ فِي کُلِّ سَاعَة وَلِیَّاً وَ حَافِظَاًً وقَائِداً وَ نَاصِراً و دَلیلاً وَ عَیناً حَتّی تُسکِنَهُ أَرضَکَ طَوعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیهَا طَویلاً

هیئت عاشقان ولایت شهرستان لنگرود به همت تعدادی از جوانان خدا جوی بسیجی در راستای تحقق اهداف اسلامی و فرهنگ مهدویت و اشاعه فرهنگ غنی تشیع و اهل بیت عصمت و طهارت(ع) و یادمان شهدا و پیروی از فرامین حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری در تاریخ 27 رجب 1417ه.ق تاسیس و در سطح شهرستان اقدام به فعالیت نمود. از جمله برنامه های قابل ذکر در ادامه روند هیئت می توان مواردی همچون بالا بردن سطح فرهنگی شهرستان از طریق برنامه های فرهنگی، برگزاری جلسات مدح و عزای اهل بیت برگزاری نمایشگاههای مختلف، کمک به غنی سازی اوقات فراغت جوانان، برنامه ریزی اعضاء در جهت تقویت قوای جسمانی و روحانی، همکاری و هماهنگی با نهادهای فرهنگی و سیاسی اشاره کرد. (لازم به ذکر است که هیئت به مناسبت تمامی اعیاد و شهادت ائمه اطهار(ع) اقدام به برگزاری مراسم می نماید.)

     
خانه هيئت
مكاتبه با هيئت
بايگاني وبلاگ

  دل نوشته های پیشین  
مرداد 1388
دی 1387
آذر 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
فروردین 1384

  هم مكتبي ها  
برنامه مراسمهای هیئت عاشقان ولایت
هيئت محبان امام حسن مجتبي (زاهدان)
هیئت دانشجوئی لثارات الحسین لاهیجان
گلگشتی در معارف اسلامی
روزگار رهائی
درد دل
قافله نور
هیئت زینبیون زنجان
مکتب المهدی شهرستان میبد
به ياد شهدا
چفیه یعنی عشق
یه منتظر
یوسف گمگشته
شاهنامه عاشورا
سقای معرفت
انصارالشهدا
آخرين منجي
بیمار عشق حسین!
از نسل سرخ لاله ها
هيئت جوانان امام مهدي همدان
مهدي و منتظران
خط شكنان
اشك آسمان (كنيز ابوالفضل)
بیقرار ظهور
یوسف گمگشته(يه بيقرار)
قالبون
هيئت منتظران ظهور لنگرود
هيئت آل ياسين(اسفراين)
غلام قمر
حسین سرود انسانیت
خورشد عدالت - عصر ظهور
رهروان شهدا(عاشق رهبر)
كانون مذهبي فرهنگي شباب الجنه زنجان
هیئت محبان جوادالائمه (ع)
هيئت بين الحرمين سمنان
     

 RSS
هیئت نماد تجمع فکری و عاطفی بر محور شخصیت حسین بن علی است *****‹‹مقام معظم رهبري›› *****


این وبلاگ متعلق به هیئت عاشقان ولایت شهرستان لنگرود می باشد. ما در این وبلاگ پذیرای همه دوستان هیئتی و منتظران آقایمان حضرت ولی عصر(عج) هستیم. از همه دوستان وبلاگ نويس در زمينه هاي مختلف فرهنگي و مذهبي دعوت به همكاري مي نمائيم.
هر گونه برداشت و نقل قول از مطالب اين وبلاگ با ذكر منبع آزاد مي باشد. ***************************** لينك دادن به ساير وبلاگها به معني تائيد نوشته هايشان نمي باشد.
ذكر روزهاي هفته(هر ذكر صد مرتبه)
شنبه: يا ربَّ العالَمين
يكشنبه: يا ذوالجلال و الاكرام
دو شنبه: يا قاضِيَ الحاجات
سه شنبه: يا ارحمَ الراحمين
چهارشنبه: يا حَيُّ يا قَيُّوم
پنجشنبه: لاالهَ الا الله مَلِكُ الحَقُّ المُبين
جمعه: صلوات(با "وعجِّل فرجَهم")
برای ذخیره شدن وبلاگ در هارد روی دکمه زير کلیک کنید

مدير وبلاگ هيئت عاشقان ولايت

طراح اوليه قالب
دلداده وصل

پايگاه اطلاع رساني موعود