فرا رسيدن شهادت مظلومانه جواد الائمه حضرت امام محمد تقي (عليه السلام) را به ساحت قدسي آقا امام زمان و به همه شيعيان و دلسوختگان اهل بيت عصمت و طهارت تسليت عرض مينمائيم.
در اينجا مختصري از زندگي پربركت اما كوتاه امام جواد را ذكر مي كنيم. انشالله كه مورد تائيد مولاي خوبمان حضرت امام عصر (عج) قرار گيرد.
امام نهم ما شيعيان كه نام مباركشان محمد و كنيه شريف ايشان ابوجعفر و لقبشان جواد و تقي است؛ در ماه مبارك رمضان سال 195 ه.ق در مدينة النبي ديده به جهان گشودند.
مادر ايشان "سبيكه" از بالاترين زنان زمان عصر خود بود. روزي كه پدر ايشان حضرت امام رضا(عليه السلام) رحلت فرمودند، ايشان 8 سال داشتند و در زمان شهادت 25 سال از عمر شريفشان مي گذشت.
امام رضا، در مورد امام جواد(سلام الله عليهما) مي فرمايند: «اين مولودي است كه براي شيعيان ما از او پربركت تر زاده نشده است.»
مكتب علمي امام جواد
يكي از ابعاد زندگي ائمه(عليهم السلام) بعد علمي و فرهنگي ايشان مي باشد. هر امامي با توجه به شرايط زمان خود فعاليت هائي انجام مي دادند. مثلا در زمان حضرت امام صادق تعداد شاگردان ايشان بيش از 4000 نفر بود.
ولي در زمان امامت امام جواد، تا امام حسن عسكري به علت جو نامساعد چنين فرصتي وجود نداشت. بنابراين اگر مي خوانيم كه تعداد راويان از امام جواد جمعاً 110 نفر بود يا روايات امام از 250 حديث تجاوز نكرده، نبايد تعجب كنيم!!
روايت:
مامون براي اينكه امام جواد را آلوده به دنيا كند، دست به هر كاري مي زد و چون درمانده شد خواست دخترش را به عقد امام در آورد و 200 دختر از زيباترين كنيزان خود را به همراه دختر خود و 200 جام كه در هر كدام گوهري گرانمايه بود به نزد امام فرستاد، ولي امام هيچ توجهي نكرد.
مردي به نام "مخارق" كه آوازخوان بود و ريش بلندي هم داشت از سوي مامون مامور شد تا امام را بفريبد.
او گفت اگر او(امام جواد) مشغول كاري از كارهاي دنيا شد من او را فريب مي دهم. پس در مقابل امام نشست و صدائي شبيه صداي خر در مي آورد و با ساز خود آواز مي خواند.
امام توجهي نمي كرد ولي بعد از مدتي سر خود را بلند كرد و فرمود:( اتق الله يا ذالعثون) يعني "از خدا بترس اي ريش دراز" ناگاه ساز از دستش افتاد و دستش در همان حالت خشك شد.
مامون از حال او پرسيد. جواب داد: چون (امام جواد) بر من فرياد زد ترسي به من دست داد كه هرگز از آن بهبودي احساس نمي كنم.(اصول كافي ج2 ص417)
---------------------------
سر انجام امام جواد در سن 25 سالگي به امر معتصم عباسي و با شربت يا انگور زهرآلود و بوسيله "ام الفضل" همسر خود، مسموم شدند و در روزآخر ذي القعده در شهر بغداد به شهادت رسيدند. روايت شده كه آن حضرت از شدت اثر زهر به خود مي پيچيدند. و از فرط عطش تقاضاي آب مي كردند كه ام الفضل ملعون درب اتقاق را بست و به كنيزان دستور داد تا هلهله كنند تا ناله هاي امام به گوش شيعيان نرسد و امام جواد با تشنگي و در غربت كامل به شهادت رسيدند.
پيكر مطهر ايشان در كاظمين كنار مزار جدشان، حضرت امام موسي كاظم به خاك سپرده شد.
روايتي ديگر از امام
شخصي روايت مي گويد: من در محضر امام رضا بودم. ناگاه حضرت امام جواد را كه كمتر از 4 سال داشت آوردند. ايشان دستهايشان را بر زمين زد و سر به آسمان بلند كرد و در فكر فرو رفت. تفكر ايشان طولاني شد. امام رضا با او فرمود: جانم به قربانت، چرا فكر كردن تو طولاني شد؟!
حضرت جواد فرمودند: (درباره ستم هائي كه به مادرم روا داشتند، فكر مي كنم. سوگند به خدا آن دو نفر(خليفه اول و دوم) را از قبر بيرون مي آورم و مي سوزانم و سپس خاكسترشان را بر باد مي دهم و به سوي دريا مي پراكنم.)
حضرت رضا به او نزديك شد و بين چشمهاي او را بوسيد و سپس فرمود: (پدر و مادرم به فدايت، تو سزاوار مقام امامت هستي) (اقتباس از منهاج الدموع صص483و432 و بحارالانوار ج50 ص59)
گرچه جوانم اما، پيرم زداغ زهرا
مادر بيا تماشا، كي از غمت جوانم
با ياد داغ پهلو، با ياد زخم بازو
هر لحظه از غم او، خون گشته ديدگانم
چند فرمايش زيبا از حضرت امام جواد
1- اعتماد به خداوند تعالي بهاء هر چيزي گران و بسوي هر چيز بلندي نردبان است.
2- در آشكارا دوست خدا و در پنهاني دشمن خدا نباش.
3- بترسيد از رفاقت با آدم بد، به درستي كه او بمانند شمشير كشيده است كه ظاهر نيكو ولي آثار زشتي دارد.
4- مومن به سه خصلت نيازمند مي باشد اول توفيق از حق تعالي، دوم واعظي از درون خود كه پيوسته او را موعظه كند و سوم اينكه قبول كند از آنكه او را نصيحت مي كند.
(بر گرفته از كتاب شريف منتهي الامال)